ترجمه مقاله

  • ۱۳۹۶/۱۱/۳۰
  • ۰۹۳۰۸۳۹۷۴۹۸-۰۹۳۵۹۷۷۶۴۷۷-۰۹۱۹۵۰۴۹۵۶۸

افعال بی قاعده

امروز فهرستی از افعال بی قاعده را تنظیم کردیم که مطمئنا لازم همه دوستان عزیز است:
مصدرگذشته سادهاسم مفعولمعانی اصلی
arisearosearisenبرخاستن، بلند شدن، رخ دادن
awakeawokeawokenبیدار کردن، بیدار شدن
bewas, werebeenبودن، وجود داشتن
beatbeatbeatenزدن، شکست دادن
becomebecamebecomeشدن، درخور بودن
beginbeganbegunآغاز کردن، آغاز شدن
bendbentbentخم کردن، خم شدن
betbetbetشرط بستن
bidbidbidپیشنهاد دادن
bitebitbittenگاز گرفتن
blowblewblownدمیدن، وزیدن
breakbrokebrokenشکستن، قطع کردن
bringbroughtbroughtآوردن، موجب شدن
broadcastbroadcastbroadcastمنتشر کردن، اشاعه دادن
buildbuiltbuiltساختن، بنا کردن
burnburned/burntburned/burntسوختن، سوزاندن
buyboughtboughtخریدن
catchcaughtcaughtگرفتن، بدست آوردن
choosechosechosenانتخاب کردن، گزیدن
comecamecomeآمدن، رسیدن
costcostcostارزیدن، ارزش داشتن
cutcutcutبریدن، زدن، چیدن
dealdealtdealtمعامله کردن، رفتار کردن
digdugdugکندن، حفر کردن، کاوش کردن
dodiddoneانجام دادن، (عمل) کردن
drawdrewdrawnکشیدن، ترسیم کردن
dreamdreamed/dreamtdreamed/dreamtخواب دیدن، رویا دیدن
drinkdrankdrunkآشامیدن
drivedrovedrivenراندن، بردن
eatateeatenخوردن
fallfellfallenافتادن، پایین آمدن
feelfeltfeltاحساس کردن، لمس کردن
fightfoughtfoughtجنگ کردن، نزاع کردن
findfoundfoundپیدا کردن
flyflewflownپرواز کردن
forgetforgotforgottenفراموش کردن
forgiveforgaveforgivenبخشیدن، عفو کردن
freezefrozefrozenمنجمد شدن، یخ بستن
getgotgottenگرفتن، بدست آوردن
givegavegivenبخشیدن، دادن (به)
gowentgoneرفتن، رهسپار شدن
growgrewgrownرشد کردن، بزرگ شدن، روئیدن
hanghunghungآویختن، آویزان کردن، به دار آویختن
havehadhadداشتن
hearheardheardشنیدن
hidehidhiddenپنهان کردن، پنهان شدن
hithithitزدن، خوردن به
holdheldheldنگهداشتن، گرفتن
hurthurthurtآزردن، آسیب زدن (به)
keepkeptkeptنگاه داشتن، محافظت کردن
knowknewknownدانستن
laylaidlaidگذاشتن، نهادن، نصب کردن
leadledledرهبری کردن، بردن، هدایت کردن
learnlearned/learntlearned/learnآموختن، یاد گرفتن
leaveleftleftترک کردن، واگذاردن
lendlentlentوام دادن، قرض دادن
letletletگذاشتن، اجازه دادن
lielaylainدراز کشیدن
loselostlostگم کردن، از دست دادن
makemademadeدرست کردن، ساختن
meanmeantmeantمعنی دادن
meetmetmetملاقات کردن، مواجه شدن (با)
paypaidpaidپرداختن، پول (چیزی را) دادن
putputputگذاشتن
read /ri:d/read /red/read /red/خواندن
rideroderiddenسوار شدن، سواری کردن
ringrangrungزنگ زدن
riseroserisenبرخواستن، بالا رفتن، طلوع کردن
runranrunدویدن، روان شدن، گریختن
saysaidsaidگفتن
seesawseenدیدن
sellsoldsoldفروختن، به فروش رفتن
sendsentsentفرستادن
shootshotshotتیر یا گلوله زدن (به)، تیراندازی کردن
showshowedshowed/shownنشان دادن
shutshutshutبستن، بسته شدن
singsangsung(آواز) خواندن
sinksanksunkغرق شدن
sitsatsatنشستن، نشاندن
sleepsleptsleptخوابیدن
speakspokespokenصحبت کردن، حرف زدن
spendspentspentخرج کردن
standstoodstoodایستادن، تحمل کردن
swimswamswumشنا کردن
taketooktakenگرفتن، بردن، خوردن برداشتن
teachtaughttaughtآموختن، یاد دادن
teartoretornپاره کردن، پاره شدن
telltoldtoldگفتن
thinkthoughtthoughtفکر کردن، گمان کردن
throwthrewthrownپرت کردن، انداختن
understandunderstoodunderstoodفهمیدن
wakewokewokenبیدار کردن، بیدار شدن
wearworewornپوشیدن، بر تن داشتن
winwonwonپیروز شدن، بردن
writewrotewrittenنوشتن

دیدگاه ها

ارسال نظر

اگر تصویر خوانا نیست اینجا کلیک کنید
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
* نظر هایی كه حاوی توهین است، منتشر نمی شود.
* لطفا از نوشتن نظر های خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.